هوشمند سازی و یکپارچه سازی شرکتهای بزرگ چرا و چگونه ؟
جهان کسب و کار در آستانه یکی از بزرگ ترین دگرگونی های تاریخ خود قرار گرفته است دگرگونی ای که مرز میان انسان فناوری و سازمان را از میان برمی دارد و مفهوم جدیدی از شرکت های هوشمند را شکل می دهد در گذشته مزیت رقابتی شرکت ها در داشتن سرمایه بیشتر تجهیزات پیشرفته تر یا نیروی انسانی گسترده تر خلاصه می شد اما امروز عامل اصلی موفقیت توانایی سازمان در درک داده ها تصمیم گیری هوشمند و واکنش سریع به تغییرات محیط است.
شرکت های بزرگ هر روز با میلیون ها داده هزاران فرآیند صدها تصمیم مدیریتی و ده ها واحد عملیاتی مواجه هستند از تولید و فروش گرفته تا مالی منابع انسانی زنجیره تأمین و ارتباط با مشتریان هر بخش به صورت پیوسته در حال تولید اطلاعات است اما در بسیاری از سازمان ها این اطلاعات در سامانه های پراکنده و جزیره ای نگهداری می شوند هر واحد زبان مخصوص به خود را دارد و تصویری واحد از واقعیت سازمان وجود ندارد.
در چنین شرایطی مدیران اغلب بر اساس گزارش های ناقص و با تأخیر تصمیم می گیرند منابع به شکل بهینه مصرف نمی شوند هزینه های پنهان افزایش می یابد فرصت های بازار از دست می رود و سازمان به جای آنکه آینده را بسازد تنها به رخدادهای پیرامون خود واکنش نشان می دهد.
امروز دیگر مسئله اصلی داشتن نرم افزارهای متعدد نیست بلکه مسئله ایجاد سازمانی یکپارچه و هوشمند است سازمانی که بتواند ببیند بشنود یاد بگیرد بیندیشد تصمیم بگیرد و در زمان مناسب اقدام کند.
تحقق چنین سازمانی بر پایه هم افزایی چند فناوری تحول آفرین امکان پذیر است اینترنت اشیا سامانه های گردش کار هوش مصنوعی عامل های هوشمند و سامانه برنامه ریزی منابع سازمانی ارکان اصلی این تحول را تشکیل می دهند.
اینترنت اشیا به اشیای فیزیکی قدرت سخن گفتن می بخشد ماشین آلات تجهیزات خطوط تولید انبارها خودروها ساختمان ها و حتی محصولات می توانند به حسگرهای هوشمند مجهز شوند و وضعیت خود را به صورت لحظه ای گزارش کنند دمای تجهیزات میزان مصرف انرژی تعداد تولید وضعیت نگهداری و هزاران شاخص دیگر به صورت مستمر ثبت و منتقل می شوند.
این داده ها همانند حواس یک موجود زنده هستند اما داشتن حواس به تنهایی کافی نیست اطلاعات باید به فرآیندها تبدیل شوند در اینجا سامانه های گردش کار وارد میدان می شوند و میان رویدادها و اقدامات ارتباط ایجاد می کنند.
اگر دستگاهی در آستانه خرابی قرار گیرد فرآیند تعمیرات فعال می شود اگر موجودی انبار کاهش یابد فرآیند تأمین کالا آغاز می گردد اگر مشتری درخواست جدیدی ثبت کند فرآیند فروش تولید و تحویل به صورت هماهنگ شروع به کار می کنند.
در این مرحله هوش مصنوعی به عنوان مغز تحلیلگر سازمان عمل می کند هوش مصنوعی از میان انبوه داده ها الگوها را شناسایی می کند رفتارها را می آموزد روندها را پیش بینی می نماید و بهترین تصمیم ها را پیشنهاد می دهد.
هوش مصنوعی می تواند تقاضای آینده بازار را برآورد کند ریسک های مالی را پیش بینی نماید احتمال ترک مشتریان را تشخیص دهد خرابی تجهیزات را قبل از وقوع شناسایی کند و فرصت های جدید درآمدزایی را آشکار سازد.
مرحله تکامل یافته تر این معماری عامل های هوشمند هستند عامل هایی که تنها تحلیل نمی کنند بلکه می اندیشند برنامه ریزی می کنند تصمیم می گیرند و اقدام انجام می دهند.
عامل هوشمند می تواند وضعیت فروش را پایش کند با سامانه های مختلف ارتباط برقرار نماید راهکارهای بهبود ارائه دهد منابع را تخصیص دهد وظایف را میان واحدها توزیع کند و حتی به صورت مستقل فرآیندهای پیچیده سازمانی را هدایت نماید.
اما قلب تپنده این اکوسیستم سامانه برنامه ریزی منابع سازمانی است.
اگر اینترنت اشیا حواس سازمان باشد و هوش مصنوعی مغز تحلیلگر آن به شمار آید سامانه برنامه ریزی منابع سازمانی ستون فقرات و دستگاه عصبی سازمان است این سامانه تمامی بخش های مالی بازرگانی منابع انسانی زنجیره تأمین تولید انبار پروژه ها ارتباط با مشتریان و دارایی های سازمان را در یک ساختار واحد و هماهنگ به یکدیگر متصل می کند.
بدون این سامانه اطلاعات پراکنده باقی می مانند فرآیندها از یکدیگر جدا می شوند و هوشمندی سازمان ناقص خواهد ماند.
ترکیب سامانه برنامه ریزی منابع سازمانی با اینترنت اشیا سامانه های گردش کار هوش مصنوعی و عامل های هوشمند سازمان را به موجودی هوشمند و خودآگاه تبدیل می کند.
در چنین سازمانی تجهیزات با یکدیگر گفتگو می کنند فرآیندها به صورت خودکار اجرا می شوند داده ها به دانش تبدیل می گردند و تصمیم ها با سرعت و دقتی بی سابقه اتخاذ می شوند.
مدیرعامل می تواند در هر لحظه تصویری زنده و واقعی از کل سازمان مشاهده کند وضعیت مالی سودآوری میزان تولید فروش رضایت مشتریان عملکرد کارکنان ریسک های احتمالی و فرصت های آینده همگی در یک نمای واحد و یکپارچه در دسترس قرار می گیرند.
در واحد تولید خرابی تجهیزات پیش از وقوع شناسایی می شود توقف خطوط تولید به حداقل می رسد و بهره وری افزایش پیدا می کند.
در زنجیره تأمین میزان مصرف مواد اولیه به صورت لحظه ای پایش می شود سفارش گذاری به صورت هوشمند انجام می گیرد و از کمبود یا انباشت غیرضروری موجودی جلوگیری می شود.
در حوزه مالی جریان نقدینگی پیش بینی می شود هزینه های پنهان آشکار می گردند و سناریوهای مختلف سرمایه گذاری مورد ارزیابی قرار می گیرند.
در بخش بازاریابی و فروش رفتار مشتریان به صورت دقیق تحلیل می شود نیازهای پنهان آنان شناسایی می گردد پیشنهادهای شخصی سازی شده ارائه می شود و ارتباطی عمیق تر و پایدارتر با مشتریان شکل می گیرد.
در حوزه منابع انسانی عملکرد کارکنان به صورت داده محور ارزیابی می شود نیازهای آموزشی شناسایی می گردد مسیر رشد افراد طراحی می شود و تصمیم گیری های مدیریتی بر پایه واقعیت و نه حدس و گمان انجام می گیرد.
چنین سازمانی تنها خودکار نیست بلکه یادگیرنده است تنها سریع نیست بلکه آینده نگر است تنها واکنش نشان نمی دهد بلکه رویدادهای آینده را پیش بینی و مدیریت می کند.
دهه پیش رو متعلق به سازمان هایی خواهد بود که بتوانند از ساختارهای جزیره ای و مدیریت سنتی فاصله بگیرند و به سوی یکپارچگی هوشمند حرکت کنند.
شرکت های بزرگ برای بقا و رشد پایدار ناگزیرند سامانه برنامه ریزی منابع سازمانی را به عنوان هسته مرکزی کسب و کار خود برگزینند اینترنت اشیا را برای مشاهده لحظه ای واقعیت های عملیاتی به کار گیرند سامانه های گردش کار را برای خودکارسازی فرآیندها توسعه دهند هوش مصنوعی را برای تحلیل و پیش بینی به خدمت بگیرند و عامل های هوشمند را به عنوان همکاران دیجیتال در کنار مدیران و کارکنان قرار دهند.
سازمان های آینده دیگر مجموعه ای از واحدهای جدا از هم نخواهند بود بلکه به اکوسیستم های زنده و هوشمندی تبدیل می شوند که می بینند می آموزند می اندیشند تصمیم می گیرند و به صورت مستمر خود را بهبود می بخشند.
برنده واقعی اقتصاد دیجیتال سازمانی است که بتواند انسان داده فرآیند تجهیزات و هوش را در یک پیکره واحد و یکپارچه گرد هم آورد زیرا آینده از آن شرکت هایی است که نه تنها اطلاعات را مدیریت می کنند بلکه از دل اطلاعات خرد می آفرینند و از دل خرد آینده را می سازند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر و هوشمند سازی با ما در تماس باشید.